با عرض سلام و احوال پرسی به ملت شریف و شهید پرور و اینا.

اینجانب ویران در همین جایگاه مقدس از همه آحاد ملت پوزش خواسته و تقاضا دارم که این حقیر رو تو این شبه سال نو مورد عفو و بخشش قرار داده و هرگونه دلخوری و کینه و اینا که تو این سال از ما به دل گرفتد را دور بریزند.شتر کینه ای نباشند حتی.بله جونم واستون بگه که آقا سال داره نو میشه. پرنده ها و چرنده ها دارن میرن دنبال زن و بچه و اینا.سبزه و گل و بوی عیدی و بوی جانماز مادر بزرگو خلاصه زیبایی به حده کمال.حیفه که از هم کینه داشته باشیم؟دلخور باشیم؟همدیگه روببوسین!!!لپه همو بکشین:)) آفرین بچه های خوب.

پ.ن

1_دولت خدمت گزار که اللهی من قربونش برم (مگه قرار نشد لپه همو بکشید؟دهه!)وردپرسو یکجا فیلتر کرده. خوب کاری کرده اصن. بیا یه بوس بده عمو فیلترچی حتی.

2_آقا حالمون خوبه دوست داریم همه رو ببوسیم حتی اون الاغه مادر به خطایی رو که اینجا رو برداشته چک کرده و آماره ما رو به بالادستیای پوفیوزتر از خودش داده!!بیا قربونش برم .بیا ببوسمت

3_تولدمان نزدیک است.با کسانی که کادو ندهند به شدت برخورد میکنیم جونه داداچ.اصن چه معنی میده که شما به ما کادو ندهید؟به ما کادو نمیدهید؟تولد ما را کم اهمیت جلوه میدهید؟بدهم از دره وردپرس از پلک چشم آویزانتان کنند پدر سوخته ها؟؟؟؟؟اصن یه وعضی

4_آقا بچه های خوبی باشید و این فیلم جدایی نادر از سیمین رو تو سینما ببینید مثه بچه آدم.ببینید کی بهتون گفتم!

5_آقا مطلب هست به امامه هشتم ولی نمیهلند!!! (از مصدر هلیدن و هلشتن تو کتاب سوم دبیرستان بود به گمانم).من تو این یکی دو ماه حداقل 454353 بار سوار اتوبوس شدم.هرکدومشون هم یه سوژه به جانه خودم ولی حیف که اسلام و مسلمین دستمون رو بستن.تازه بگزریم از 25 و میر ودستگیری و مصر و یمن و سوریه و سونامی و اون دختره اون روز تو چارباغ و جریان گازوییل زدن و ازدواج من و سه شنبه های خرید و اون روز تو سینما و …..

عصغقت(اینان از اسرار ما هستند برای جلوگیری از قیلطرینگ)@ای مسلمانان چون که محرم شد خاک برسر شوید@چونان گشنگان چنان بر سر هم بکوبید که دیگر حالی در شما نماند@بدین گونه باشد که غذای 2 ماه را ذخیره کنید@که ما معده شما شیعیان را از جوراب آفریدیم که ما خیلی خفنیم@و عده ای از شما چون سیر گشتند لبه جوب آب بنشینید و بلوتوث بازی کنید و دختران ان وره پرده را بر بزنید که شما از نیکوکارانید@و عده ای دیگر چون سیری بر آنها غالب رفت چونان مازوخیسمها بر سرو سینه بکوبید و پیرهن بدرید و طبل و سنج بزنید آنچان که جیمز هتفیلد_گروه متالیکا_ نزد@ ما گناهان شما را اینگونه می بخشیم که ما سادیسم داریم@ماهه محرم فقط 2 روز است بعد از آن هر ابکی و تلخکی مجاز@

مورده اول:امیدوارم که این روزها را برای دیدن اسناد حماقت ما ایرانیان از دست نداده باشید.جونه داداچ یه لحظه چشمهاتون رو ببندید و به این حرفی که میزنم فکر کنید.مثلن فکر کنید که من یکی از آشنایان نزدیک شما!!!امروز تلپی افتادم مردم و کلن نیست و نابود شدم(میدونم که الان دارید باخودتون میگید که خدا نکنه و این حرفا _اسمایلی خودشیفتگیه مفرط_).شما چه کار میکنید؟راه میفتین تو خیابون طبل و سنج میزنید؟زنجیر میزنید؟قمه میزنید؟علم میچرخونید؟حالا من کار ندارم که به قول دایی جان ناپلئون کار کاره انگلیسیهاست واین صوبتا یا مثلن اون علم نمادی تو مسیحیته و این چرندیات که هر ساله دمه محرم تو فیس بوک و توییتر میخونیم.میخوام خودمون کلاهه خودمون رو قاضی کنیم جونه داداچ. ما مثلن مغز داریم به امام هشتم. بر میدارین کاروان شتر راه میندازین تو خیابون و یکی نی میزنه و مردم میشینن تماشا که چی؟ بر میدارین قمه میزنین خونی و مالی میکنین خودتونو که چی؟ حالا اینا به کنار برمیدارین طبل و درام میزنین تو خیابون؟این شد الان عزاداری؟این شد کار؟این شد زندگی؟بعد میگین چرا اون بیناموسهای جهان خوار خاک بر سر بهمون ویزا نمیدن!!!خوب مثلن ویزا بدن که چی؟ ما وقتی با خودمون این مدلی رفتار میکنیم چه توقعی هست که اونجا رو هم مثل اینجا به گند نکشیم؟؟؟اصلن کلن که چی؟(به شدت جدیدن با ترکیبه”که چی؟” حال میکنم)

 مورده دیّم: God bless America

16 آذر  هم به حول قوه اللهی با کمترین تلفات در یونی به پایان رسید(فقط شبه قبلش یه 10 20 نفری رو به جرم راه رفتن تو خوابگاه گرفتن!!!!!!!!)حالا این بگیر ببندش به درک.بر داشتن جلوی سلف پسران روی زمین پرچم امریکا رو کشیدن که مثلن جمعیت گشنه هنگام رفتن به سلف پاشون رو بزارن روی اونجای بیناموسیه آمریکا.حالا من سوالم از مسئولین محترم اینه که چی؟ مگه ما با شما شوخی داریم که شما یه همچین شوخی بی ناموسی با آمریکا میکنید جونه داداچ.به جرات میتونم بگم که از هر صد نفر 1 نفر از رو پرچم رد میشه:))))) یه عده از کناره رد میشن یه عده سه گام از روش میپرن یه عده هم از اون دره سلف که دور تره میرن سلف.کلن خنده بازاری شده بیا و ببین.حالا اینا همه به درک.چرا فقط پرچم رو جلوی سلف پسرا کشیدین؟مگه دخترا دل ندارن؟مگه دخترا نیاز به تفریح ندارن؟مگه دخترا نیاز به ورزش ندارن؟(از رو پرچم پریدن خودش یه ورزشه جونه داداچ:)))))لابد مثلن با خوشون فکر کردن که امریکا نامحرمه و ممکنه اسلام به خطر بیفته و …..

 پ.ن 1.قرار بود دره اینجا رو ببندم.حتی پست خداحافظی هم با عنوان ” چه آرام میمیرند وبلاگها” نوشتم.اما جونه داداچ خودم گریم گرفت وقتی خوندمش و تصمیم گرفتم که درشو تخته نکنم. فقط به علت مشغله کاری زیاد نمیتونم بیام که اونم فکر کنم زیاد مهم نباشه. هرچی چرندیات کمتر شما راحت تر.غیر اینه؟پیشاپیش و پساپس از همه دوستان و اشنایان به علت تاخیرات پیش امده پوزش خواسته و طلب بخشش میکنم لطفن ما را حلق آویز نفرمایید!

 2. ما که نمیتونیم حق رو از باطل طی دو ساله گذشته تشخیص بدیم چه جوری در مورده حق بودن یه نفر تو 1400 ساله پیش نظر میدیم؟این هم فقط یه سوال بود جونه داداچ. باز هم لطفن ما را حلق آویز نفرمایید!!!!

 3.چون دلارام میزند شمشیر/سر ببازیم و رخ برنگردانیم

 

نوستالژیه موضوع انشا ما در کودکی همانا این سوال مضحک بود”علم بهتر است یا ثروت؟”و ما همیشه خودمان را به کوچه حسن چپ میزدیم و میل درونیمان را پی اعمال بی ناموسی میفرستادیم و انشا خود را این گونه اغاز میکردیم که “خوب بر همگان واضح و مبرهن است که علم.زیرا ما با علم چیزهای زیادی یاد میگیریم و …….”و هم زمان در دل به ریش استاد میخندیدیم و میگفتیم”بیا!(باید غلیظ ادا شود و همزمان انگشت شصت دست راست خود را به حالت عمودالدینی راست قامت حواله اش کنید”بعد ها که بزرگتر شدیم فهمیدیم که استاد هم همان عمل خلاف شرع را در زمان خواندن انشا توسط ما برای دانش آموزان طالب علم خود انجام میدهد.در کل بیلاخ تو بیلاخی بود که هیچ کس نفهمید از کجا و چگونه؟غرض از طرح این خاطره گهر بار و نوستالژیه پر مغز بیان حال و احوال ما در این روزهاست.در این روزهایی که به قول حضرت استاد”هیچ کس را به کسی یاری نیست”جایتان خالی در این صنعتی خیلی دارد خوش میگذرد!!!!!همین طور از در و دیوار دارد لطف  و محبت و کرم عشق به همنوع از جانب مسئولان محترم حواله اندام بی ناموسیه ما میشود.  دیشب در نهان خانه همایونی سر به جیب مراقبت فرو برده و خود را قاطری دیدیم بی پالان جونه داداچ.یعنی این همه وقت گذاشتیم و درس خوندیم که چی مثلن؟صرفن واسه اینکه به خلق الله پز بدهیم که” ما ها شما نه!!”؟به امام هشتم.داشتم فکر میکردم که اگه از سال سوم دبیرستان به جای دادن پول به کانون فرهنگی و اون جوکار بی ناموسو و اون بهمن بازرگان چاقال پولمو سیگار خریده بودم و روزی 4 پاکت میفروختم بی شک الان یه آزرا داشتم با تمام ملحقات داخلش جونه داداچ.اصن چرا سیگار؟مثلن اون پول زبون بسته رو میدادم دلار میخریدم الان میفروختم.یا اصن یه کار بی دردسر دیگه.میرفتم عضو بسیج میشدم بعد خودمو تو بخش تدارکات جا میکردم.هم فال بود هم تماشا.روزها تا خرخره میخوردم شبها هم میرفتم تو خیابون باطومو میکردم تو پاچه خلق الله.هم شکممان سیر میشد و هم احساسات سادومازوخیسمیمان ارضا میشد.والله.تازه تو دانشگاهم سهمیه داشتم.خرجشم فقط یه پیراهن سفید چرکولکی با یه شیشه گلاب بود.تازه یه سری کارهای بی ناموسی هم میتونستم بکنم به جای درس خوندن که اینجا جاش نیست به تفصیل بیان بشه.همین بس که اگه یه روزی خر شدم و یه طوله ای مثل خودم حواله ی جامعه کردم قطعن از این تجربه هام واسش میگم تا اون دیگه مثل باباش نشه جونه داداچ:(((

 

از قديم به ما گفتن خدا جايه حق نشسته.!!!خوب خدا پاشو برو به كاره خودت برس بزار اين حق هم بشينه سره جايه خودش به مولا
دعاي این روزهای من:خدايا يه كيسه پول داري به من بدي؟سره سال با سودش پست ميدم به حقه پنج تنه آل عبا

دیروز با دوستان به غایت نزدیکمان رهسپار دیاری شدیم  بس خفن ناک و آن همانا کله پاچه ای بود.بسی نوستال بود که فوران میکرد.شما ها یادتون نمیاد اون قدیما به جای دستمال کاغذی سره میزها کاغذهای باطله ی کوچیک میزاشتن.ملت همیشه در صحنه هم با استفاده از این کاغذها لب و لوچه شون رو پاک میکردن و کلن کثافت بازی بود بیا و ببین!!.ولی چند سالی بود که به همت دولت همیشه مهر ورز و بیت همیشه در صحنه و ملت همیشه مشت به دهان اسکتبار کوبنده رستوران های این دیار پر مهر را مجهز به تکنولوژیه خفنی کرده بودند به نام دستمال کاغذی.دیشب به مهز ورود با شکوه ما به آن مکان مقدس نوستال خورد تو صورتمان.ملت کلپچ میخوردن و چربیه به جای مانده را با چک نویس خورد شده پاک میکردن و 1256 نفر از یه لیوان فلزی آب میخوردن و آب لیمو رو از سره شیشه می خوردن و گوسفندهای پخته شده لبخند میزدند و هم صدا با هم فریاد میزدند که” بیایین مارو بخورین”.خلاصه 0.5 ساعت طول کشید تا صندلی خالی شد و ما نشستیم و با دوستان بناگوش و زبان و مغز و چشم و پاچه و آب مغز و سیراب شیردونو خلاصه هر آشغالی که فکرشو بکنین سفارش دادیم و زدیم به بدن .اننصافن لذت وافری نصیبمان شد که مپرس.اصن به نظر من لذتی که در در آوردن چشم گوسفند هست در مشت زدن به اندامه بی ناموسیه استکبار نیست  جونه داداچ.همین جا جا داره که من از پدر و مادره اون گوسفندی که دیشب زدم به بدن تشکر کنم به خاطره یه همچین بچه ای که تربیت کرده بودن.اینقدر خوشگل تو بشقاب نشست تا من چششو در بیارم.اصن هم کولی بازی در نیاورد.بعد هم زبونشو از تهش کشیدم بیرون و با نصف لیوان آب لیمو زدم به اندام (حال بهم زنم هم خودتونید!!!:)))

پ.ن 1.اول مهر زادروز بزرگانی چون استاد محمد رضا شجریان و آیت الله عظما منتظری بر همه پارسیان وطن پرست تبریک و تهنیت باد

2.طبق برسی ها به این نتیجه رسیدم که انسانها کلن دو دسته اند: یه دسته اونایی که از 20 شهریور میرن دانشگاه و اونایی که از 2 مهر میرن دانشگاه.و دسته ی اول خودشون شامل دو دسته اند یه دسته خرن و دسته ی دیگه خرتر .خدا شاهده!!:)

بعدها اضافه شد:این رییس دانشگاه ما به روح اعتقاد داره آیا؟

امروز شنیدم در حاشيه جلسه علني مجلس خبرنگاران صداوسيما به سراغ نمايندگان مخالف شجريان رفتن تا از اونها در حمايت از تصميم سازمان صدا و سيما در کنار گذاشتن ربناي شجريان مصاحبه بگيرند. یکی از این نماینده ها گفته :صداي يک چوب خشک از صداي شجريان… بهتر است! و دیگری نیز گفته :حالت مشمئز کننده اي به من دست مي دهد وقتي صداي ربنای او را مي شنوم…! با شنیدن این اظهار نظرها یاد حکایتی افتادم…گویند مردی که کار و پیشه اش خالی کردن چاه مستراح بود روزی از سرای عطر فروشان میگذشت که ناگه غش کرد و از حال رفت…! مشک و عنبر اوردند و زیر بینی اش گرفتند که شاید بهوش اید اما نیامد…! عاقل مردی که میگذشت گفت این مرد عمری در چاه خلا گذرانده و عادت به بوی مشک و عنبر ندارد بروید قدری گه بیاورید زیر بینی اش بگیرید تا بهوش اید…! سر چوبی را در چاه خلا فرو بردند و اوردند زیر بینی ان مرد گرفتند و مرد چشمانش را گشود و به حال امد…! و تو خود بخوان حدیث مفصل از این حکایت

پ.ن:خدا وكيلي دفعه بعد بشنوم رفتين تو انتخابات مجلس شركت كردين يه كاره بي ناموسي با خودم ميكنم ها.گفته باشم!!

نميدونم چرا كسي نميتونه تو پست قبل نظر بزاره!!!.خداوندا ما را از  شره عنودان بدگهر و دشمنان بد طينت خلاص بفرما به حقه پنج تنه ال عبا!!!!

كرسين(اينان از اسرار ما هستند براي روز پيچ كردنه سيستم فيلترينگ)@ اي ايمان چون به ميان دوستانت در شدي آنها را انذار بده از بسيجي@ هماانان كه روز و شب در خيابان ول ميگردند و  ريشويند و پيراهن رو شلوار مي اندازند @ كهير @ همنا ما اينان را مستراح فرشتگان قرار داديم كه ما خيلي خفنيم @  اي كساني كه ايمان آورده ايد شما را انذار ميدهم از مصاحبت و همنشيني با اينان @ و هر كجا كه بوي گلاب و عرق توامان بود دخول نكنيد كه ما چيزهايي ميدانيم كه شما نميدانيد @  آنان كسانی هستند كه ملت  خاك بر سرشان كرده و آنها را در باغهایی از قلهك و امير آباد وارد می كند كه نهرها از سانديس جاری است، جاودانه در آن می مانند؛ در كنكور سهميه دارند و كلن مساويترند @ يك روز چشمها ميگشاييد و ميبينيد كه چغوليتان را پيش هر كس و ناكسي كرده اند و در آن روز شما را هيچ ياري رساننده اي نيست

مكالمه ديشب

مامان:ويران مي آي بريم احيا؟

ويران: هِ هِ شوخيه جالبي بود

مامان:چي؟

ويران:هيچي بابا.ميگم تلويزيون برنامش قشنگ تره ها!!

مامان:يعني نمي آي؟خودم تنها برم؟

ويران:(در حالي كه رگ غيرت ما باد كرده اين هوا و رنگمان به بنفشي گراييده(!!))اين موقع شب تنها؟نه باهات ميام

نيم ساعت بعد:

ويران:مامان جان بهتر نيست بريم مسجد جامع

مامان:نه(خيلي غليظ ادا شود) ننه ي عمه بلقيس همسايه ي دوست خالت گفته 2 سال پيش اينجا خيلي بهش خوش گذشته!!!

ويران:مامان جان اينجا ماله بسيجه هاست ها.ييهو ديدي در راستاي كوبيدن مشت محكم به دهان استكبار زدن ما رو هم پكوندن ها!!

مامان:…. (كلن وقتي سكوت ميكنه يعني خفه شو.)

ويران:كرِمِ قغفقاغتاغسيزيون داريم

مامان:نه واسه چي مي خواي؟

ويران: ميگن واسه كهير خوبه!

خلاصه سرتونو درد نيارم.جاتون خالي خيلي خوش گذشت.همين جور از در و ديوار بويه گلاب و كپك خورد تو صورتمون و همين جور براي سلامتيه امام و شهدا صلوات فرستاديم و همينجور مشت گره كرده ي خود را نثار جاهاي بي ناموسيه آمريكا كرديم.اون وسطاش هم يه آخونده اومد در مذمت ماهواره برامون در فشاني كرد.تازه فهميديم ما چه فريب خورده هاي خاك بر سري هستيم جونه داداچ(اسمايلي ويران با ريش و پيراهن سفيده يخه اخوندي رو شلوار و بوي گلاب و كپك توامان)

هونصد ساعت بعد.وقتي كه مداحه اهل بيت -حاج زنبور عسل -اساميه تمام شهدا رو برد و براي هر كدومشونم هونصد تا صلوات فررستاد:

مامان:اينجا كجا بود منو آوردي؟اين چه مدل مراسم احيايي بود؟

ايمان:(ما هيچ ما نگاه!!!!)

پ.ن:

1.در پايان مراسم با سانديس پذيرايي شديم:))))

2.ديالوگها دست كاري شده ولي كلن موضوعات همين بود!!!:)))

3.سه تا يارو پشت من نشسته بودن از اول تا آخر اين مراسم در مورده دوست دختراشون و شيوه ها و پوزيشن هاي مختلف با هم صحبت كردن.داستان اونا و ديالوگهاشون يه پست جداگانه مي ططلبد جونه داداچ!:)

طبق نظر همه ي ملاها مسواك زدن و دوش گرفتن و عطر زدن not only روضه را باطل نميكند but also خيلي هم خوب است!

رونوشت به خانومي كه ديروز در تاكسي كنار من نشست و بوي كپكش باعث سردرد 4 ساعته من شد!

پ.ن

ديروز بهم اثبات شد كه هنوز خيلي بچه اي و نميشه مثل 2 تا ادم بزرگ با هم حرف بزنيم!!!

شما ها يادتون نمياد اون قديما كه ساسي مانكن پانكن نبود كه يه حسن خر صدا بود كه مي خوند “امشب دل من هوس رطب كرده عاشق شده از عشق تو تب كرده!!”

پيشاپيش از دوستاني كه با ديدن جمله “شما ها يادتون نمياد..” مبتلا به كهير زدگيه مفرط ميشوند عذر خواهي ميكنم.يه چند وقتيه اين جمله بدجوري افتاده سره زبونم.

ورود با شكوه خودمو به جرگه ي مينيمال نويسان تبريك عرض ميكنم(اسمايلي كهير*545645)

تابستونم خلاصه شده در 4 تب:فيس بوك, توييتر,ورد پرس,گودر.(از من ميشنوين طرف اين گودر نريد بدجور اعتياد آوره و از علايم مبتلايان همين بس كه انسانهايي به غايت گ.ش.ا.د ميباشند همچو ما:((   )

شعر مرتبط:

همچون انگل زندگي ميكنم و از كرده ي خود دلشادم

بنده تختم و از هر دو جهان آزادم

پ.ن

از اين پس تصميم گرفتيم كه روزي يك جمله تحت عنوان “شماها يادتون نمياد”بنويسيم و به خورده خلايق بديم

مي خوام يك كمپين راه بندازم تحت عنوان كمپينه 2 ميليون امضا_:)))_ در حمايت از تف به اين روزگار فرستندگون!!!

سوال مرتبط: اي روزگار تو به روح اعتقاد داري؟

شما ها يادتون نمياد اون قديما اين حسن جوهرچي رو تو يه پارتي گرفتن!!

پ.ن:خاك بر سرتون كه گند زدين به هرچي نوستالژيه خوب بود كه از ماهه عسل داشتيم!:((

نويسنده وبلاگ

كامنت خصوصي

براي گذاشتن كامنت خصوصي در ابتداي كامنت خود 3 باضافه وارد كنيد مانند"+++"

درباره وبلاگ

اهل کرمانم روزگارم بد نیست تکه نانی سر سوزن ذوقی مادری دارم بهتر از برگ درخت دوستانی بهتر از اب روان وخدایی که در این نزدیکی است.....به دیدارم اگر میایی, کند و اهسته بیا تا مبادا ترکی بردارد شیشه نازک تنهایی من من: خدا , تو جوانه انجیره خدا , تو چشم پروانه است وقتی از روزنه پیله اولین نگاهش به جهان می افته... خدا بزرگتر از توصیف انبیاست بام ذهن آدمی , حیات خانه خداست, خدا به من نزدیکه , همین قدر که تو از من دوری! برم ؟ برم زیر آسمون روسری مو وردارم؟ موهامو افشون بکنم؟

من در توئيتر

  • و قسم به پسته هنگامی که میان نخودچی ها دلبری میکند! 11 months ago
  • @dokhtarhaji بهترین کار به امامه هشتم:))) 11 months ago
  • هرکی آلبوم نوای استاد رو گوش نداده خره .نقطه. 11 months ago
  • شوق است در جدایی/جور است در نظر/هم جور به که ظطاقت شوقت نیاوریم 11 months ago
  • به گمانم نیاز به طشت خرمالو گس دارم.اصن یه وضی:))) 11 months ago
  • هوارتا تکلیف دارم به امامه هشتم 11 months ago
  • خدا اینجا نشسته چای مینوشه#فهوه خونه اسمال سگ دست 11 months ago
  • RT @baharehmsh: RT: @asmanehS: RT @Great_Dark_Lord: جهت یادآوری خدمتتون عرض می‌کنم که شراره موهاشو عروسکی شونه کرده 11 months ago
  • RT @Arepheh: من کلن اگه دعا کنم که گشاد نباشم تو سالِ جدید در واقع به بیشترِ آرزوهای دیگه ام می‌رسم 11 months ago
  • RT @alooche: آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند، آیا می‌تونن این نخودچی‌ها رو پسته کنند؟ 11 months ago
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.